پست شماره ١٣٢: ماجراهای کاری و پیگیری ها در نیمه اول مهرماه ١٣٩٩
پیگیری شکایت به هیات عالی جذب شورای عالی انقلاب فرهنگی و تاکید قاطع بر ادامه اعتراضات در همین نزدیکی ها در صورت تداوم این روند
درحالیکه در دو هفته گذشته مشغول امور زندگی شخصی و اسباب کشی خانه بودیم، از پنجم مهرماه نامه های را به اداره اطلاعات ایلام و وزارتخانه مربوطه فرستادم با بیان ماجراها و پیوست نامه های اخیر به "به اصطلاح" مسئولان مربوطه در دانشگاه ایلام و وزارت علوم؛ و به آنها هم اعلام نمودم که در صورت خاتمه نیافتن این ماجرا در همین ایام، اعتراضاتم را ادامه خواهم داد و در آنصورت قاعدتا نباید کسی یا نهادی مزاحم و شاکی من شود. به نماینده ای از ایلام در مجلس جدید شورای اسلامی نیز کتبا موضوع را با بیان جزئیات اطلاع رسانی نموده ام. درعین حال پیگیر شکایت اخیر تاریخ ٢٥ شهریور ١٣٩٩ نگاشته شده به رئیس هیات عالی جذب شورای عالی انقلاب فرهنگی (دکتر محمدعلی کی نژاد) بعنوان نهاد بالادستی و ناظر برعملکرد هیات های اجرایی و مرکزی جذب کل مراکز علمی کشور، در خصوص رویه اخیر در ماجرای کاری من و تخلفات مکرر و مستمر حداقل پنج ساله روسای هیات اجرایی جذب دانشگاه ایلام و هیات مرکزی جذب وزارت علوم، بودم. کارشناسان مربوطه در هیات عالی جذب (خانم ها عسکری و جنوش)، گفتند شکایت من به دکتر جواد محمدی، دبیر آن هیات و سپس به حجتالاسلام والمسلمین علی اصغر ذبیح زاده، معاون آن هیات و مسئول بررسی شکایات، ارجاع شده است؛ بنده نیز خواهان گفتگو با ایشان شدم که گفتند چند روز صبر کنم تا شکایت رسیدگی شود. تا اینکه به دنبال پیگیری ها بنده، قرار شد که صبح روز دوشنبه ١٤ مهر با ایشان در محل دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی ملاقات و گفتگو نمایم. ایشان ابتداء از مردم ایلام، بخصوص در بحث اربعین تعریف نمودند و البته از اینکه من ١٩ دقیقه دیرتر از وقت تعیین شده به آنجا رسیده بودم نیز شاکی بودند! که گفتم دیروز ساعت حدود دو و نیم بعداظهر به من گفته شده و من از ایلام آمده ام و در ترافیک صبحگاهی تهران هم گیر کرده و عذر خواستم؛ و اینکه اصل مبارزه من در سالیان اخیر، در واقع همین تاکید بر نظم و قانون مداری بوده وهست و در واقع خودم قربانی بی نظمی، بی قانونی و بی مسئولیتی عده ای مدیر در دانشگاه ایلام و وزارت علوم بوده و هستم. به هر روی، پس از بیان ماجرا، از ایشان خواستم که با توجه به وظایف و اختیاراتشان در رسیدگی به شکایات افراد در مورد کاری مانند بنده (طبق قوانین مصوب: https://sccr.ir/pages/5345/1#!) که در شکایت نامه به رئیس هیات عالی نیز متذکر شده بودم، به موضوع ورود و رسیدگی کنند؛ که ایشان گفتند با دبیر هیات عالی جذب گفتگو نموده اند و چند بار نیز نامه مرا بین خود مبادله کرده بودند؛ اما در نهایت، ایشان در عمل خود را مسئول یا دارای صلاحیت رسیدگی به این شکایت نمی دانست! هرچند تاکید نمود که این رویه های خاص سلیقه ای و اقرارنامه درست کردن، مورد تایید ایشان و هیات عالی جذب نیست، بویژه وقتی که طبق وظایف و اختیارات و در چارجوب های قانونی مصوب هم نیست؛ و البته ایشان نیز از عملکرد رئیس هیات مرکزی جذب وزارت علوم در چنین مواردی شاکی بودند. درعین حال چند توصیه به من برای شکایت به مراجع قانونی و قضایی نمودند که گفتم آنها را خودم هم می دانم و در واقع رئیس مرکز جذب مرا در بازپس گیری شکایتم به دیوان عدالت اداری فریب داد و با وعده دروغ، اکنون حدود ٩ ماه است که علیرغم قولش مبنی بر "بلافاصله" تعیین تکلیف پرونده، رای آنرا حتی ابلاغ نمی نمایند. به ایشان گفتم که پس وظیفه و اختیارات ایشان و هیات عالی جذب در رسیدگی به شکایات چه می شود؟ که گفتند آنها قدرت اجرایی ندارند؛ و البته که این مدعا قانونا درست نیست، چراکه آنها توانایی و اختیار قانونی برای تصمیم گیری در مورد شکایات داوطلبان به عملکردهای هیات های اجرایی دانشگاه ها و مرکزی جذب وزارتین را دارند و بویژه که بنده بورسیه قانونی به مدت ٥/٤ سال بوده ام و هیات عالی جذب نیز چندین سال است که بدنبال و پیگیر حل مسائل کاری بورسیه ها بوده و هست و اکنون نیز پرونده و کار اداری من بیش از پنج سال است که در واقع با لج بازی و غرض ورزی های آشکار و پنهان رئیس دانشگاه ایلام (دکتر محمد علی اکبری) و رئیس مرکز جذب اعضای هیات علمی وزارت علوم (حجت الاسلام دکتر محمدرضا رضوان طلب)، بدون هیچ مشکل یا ممانعت قانونی در ادامه کار اداری من، به سرانجام نرسیده است.
پس از آن، گفتگویی مختصری در لابی ساختمان دبیرخانه هیات عالی جذب را با دبیر آن هیات (دکتر جواد محمدی) نمودم که البته ایشان طوری وانمود کردند که انگار در جریان ماجرا نیستند، درحالیکه طبق گفته کارشناسان چندین بار شکایت مرا ارجاع و در آن مورد گفتگو داشته اند؛ و در نهایت گفتند که به کارشناس مربوطه بگویم که پرونده/شکایت مرا روی میز ایشان بگذارند و اینکه در هیات هفت نفره ای که دارند بررسی می شود؛ من هم گفتم و ظاهرا کارشناسان مربوطه پرینت شکایت مرا روی میز ایشان مکتوب نیز قرارداده بودند، تا امروز چهارشنبه ١٦ مهر که پیگیر شدم و گفتند که بازهم ایشان شکایت نامه مرا به حجتالاسلام والمسلمین علی اصغر ذبیح زاده، مسئول بررسی شکایاتشان، ارجاع نموده است. منشی دفتر ایشان نیز گفت که هفته آینده بازهم پیگیر شوم تا مطمئن شوم که آیا قرار است در آنجا کاری در مورد کاری و شکایت من انجام شود یا نه؛ و البته من گفتم با توجه به گفتگوی ایشان و سلب مسئولیت از خود در این زمینه، معلوم نیست که واقعا بخواهند به وظایف خود در این زمینه عمل و یا از اختیارات خود در رسیدگی به شکایت بنده استفاده نمایند؛ و البته برای اطمینان و اتمام حجت در این زمینه، با توجه به تصمیمم بر ادامه اعتراض در صورت عدم رسیدگی و خاتمه ماجرا، درهفته پیش رو بازهم پیگیری می نمایم.
در عین حال، به دنبال اطلاع رسانی و در واقع شکایت کتبی من به اداره اطلاعات ایلام، روز سه شنبه هشتم مهر ١٣٩٩ یک کارشناس ایشان با من تماس تلفنی گرفتند و با توجه پاسخ های قبلی و اخیر مثبت و بدون مشکل آنها در مورد ادامه کار من، گفتند که تصور نموده اند که کارم انجام شده است؛ ودر عین حال از من سوالات و جزئیاتی دیگر را پرسیدند و گفتند که به منظور حل مسئله، به موضوع ورود خواهند کرد. روز چهارشنبه صبح نیز زنگ زده بودند که بنده نتوانستم پاسخ دهم؛ و چون شماره های تماس گیرنده ناشناس است، امکان تماس تلفنی متقابل نیز وجود نداشت. روز دوشنبه ١٤ مهر که در گفتگو با مسئول پاسخگویی هیات عالی جذب بودم، نیز از اداره اطلاعات ایلام دو بار تماس گرفته بودند، که امکان پاسخگویی نبود؛ تا اینکه بعداظهرهمان روز دوباره کارشناسی دیگر تماس تلفنی گرفتند و سوالاتی دیگر پرسیدند از جمله اینکه آیا من مطالبه دارم در مورد حدود دو و نیم سال که ارتباطم با دانشگاه قطع شده است، که گفتم آنها به زور و غیرقانونی ارتباط مرا با دانشگاه قطع نموده اند و معلوم است مطالبه دارم، ولی ما ظاهرا توافق نموده ایم که بعدا برای آنها شکایت قانونی نمایم و قرار بوده که آنها کار مرا انجام و حکم کاری مرا صادر و شکایات قانونی برای دعاوی و مطالبات بعد باشد. در مورد اقرارنامه هم گفتند که آیا این برای همه انجام می شود، که من گفتم نه و در واقع اینان در دانشگاه ایلام و مرکز جذب وزارت علوم، در عمل از روی لجبازی و پایمال نمودن حقوق بنده و صرفا برای من چنین موردی را اقامه نموده اند و در واقع دو مقصر و متخلف اصلی، یعنی رئیس دانشگاه ایلام و رئیس مرکز جذب وزارت علوم هم عوامل اصلی پشت این کار غیرقانونی هستند. ایشان نیز تاکید نمود که پیگیر هستند که مسئله را بتوانند حل کنند و اینکه دانشگاه فعلا به آنها پاسخ نداده است؛ و البته تلویحا از من خواستند که فعلا اقدامی اعتراضی و مانند آن ننمایم.
بنابراین و با توجه به واقعیات موجود، اگر از این راه هایی که در این نوشته ذکر نموده ام، نیز اقدامی انجام و یا نتیجه ای ملموس بزودی حاصل نشود، بنده در روزهای آینده برنامه قطعی ادامه اعتراضات که البته قبلا در پست شماره ١٣٠ نیز به آنها پرداخته ام، را اعلام و با قطعیت و قاطعیت اجرایی خواهم نمود.
با احترام، دکتر محمد نقدی، ١٦ مهر ١٣٩٩
این وبلاگ به منظور اولیه انتشار مستندات، مطالب و ماجراهایی است که از سال ١٣٩٠ و بویژه از حدود سال ١٣٩٤ تاکنون در جریان تبدیل وضعیت اداری هیات علمی بنده بعنوان فردی علمی در دانشگاه ایلام ایجاد شده است و هدف اصلی آن روشنگری، نقد و افشاگری روندهای غلط مدیریتی و گفتار و رفتار سلیقه ای و خلاف قانون در دانشگاه ایلام (و نیز در برخی بخش های وزارت علوم) تا آنجا که به اینجانب و کار اداری ام مربوط بوده و هست، به هدف احقاق حقوق و برخورد با متخلفان از قانون و سوء استفاده کنندگان از مقام و موقعیت اداری است .
